ویروس‌ها هم کلاهبرداری می‌کنند! – ایسنا


تحقیقات اخیر، دنیای اجتماعی جدیدی از ویروس‌ها نمایان کرده؛ دنیایی مملو از فریب، همکاری و توطئه‌ و نشان می‌دهد ویروس‌ها فقط به عنوان عضوی از یک جامعه معنا پیدا می‌کنند.

به گزارش ایسنا، از زمانی که ویروس‌ها در اواخر دهه ۱۸۰۰ شناخته شدند، دانشمندان آنها را از بقیه اشکال حیات متمایز کردند. ویروس‌ها به مراتب کوچک‌تر از سلول‌ها بودند و در داخل پوسته‌های پروتئینی‌شان چیزی بیشتر از ژن‌ها را حمل می‌کردند. آنها نمی‌توانستند رشد کنند، ژن‌های خود را کپی کنند یا کارهای زیادی انجام دهند. محققان فرض را بر این گذاشتند که هر ویروس یک ذره منفرد است که به تنهایی در جهان حرکت می‌کند و تنها در صورتی قادر به تکثیر است که به سلول مناسبی برخورد کند که بتواند از آن استفاده کند.

به نقل از کوانتامگزین، مارکو ویگنزی (Marco Vignuzzi)، ویروس شناس در آزمایشگاه‌های بیماری‌های عفونی آژانس علوم، تحقیقات و فناوری سنگاپور، می‌گوید که این سادگی همان چیزی بود که در وهله اول بسیاری از دانشمندان را به سمت ویروس‌ها جذب کرد.

ما سعی می‌کردیم تقلیل‌گرا باشیم و تقلیل گرایی نتیجه داد. مطالعات روی ویروس‌ها برای تولد زیست شناسی مدرن بسیار مهم بود. آنها با نداشتن پیچیدگی سلولی، قوانین اساسی در مورد نحوه عملکرد ژن‌ها را آشکار کردند. اما تقلیل‌گرایی ویروسی هزینه‌ای هم به همراه داشت، ویگنزی می‌گوید: با فرض ساده بودن ویروس‌ها، این احتمال که ممکن است به روش‌هایی که هنوز درباره آن‌ها نمی‌دانیم نیز پیچیدگی داشته باشند، نادیده گرفتیم.

برای مثال، اگر ویروس‌ها را بسته‌های مجزایی از ژن‌ها در نظر بگیریم، تصور اینکه آنها زندگی اجتماعی داشته باشند، بی‌معنی خواهد بود. اما ویگنزی و یک مکتب جدید از ویروس‌شناسان همفکرش، آن را اصلا بی‌معنی نمی‌دانند. در دهه‌های اخیر، آن‌ها برخی از مشخصه‌های عجیب ویروس‌ها را کشف کرده‌اند که اگر ویروس‌ها را ذراتی تنها در نظر بگیریم، این مشخصه‌ها معنایی نخواهند داشت. آنها در حال کشف دنیای اجتماعی پیچیده‌ای از ویروس‌ها هستند. جامعه ‌ویروس‌شناسان، معتقدند که ویروس‌ها تنها به عنوان عضوی از یک جامعه معنا پیدا می‌کنند.

مسلما، زندگی اجتماعی ویروس‌ها کاملا شبیه زندگی سایر گونه‌ها نیست. ویروس‌ها مانند انسان‌ها سلفی در رسانه‌های اجتماعی پست نمی‌کنند، در بانک‌های مواد غذایی داوطلب نمی‌شوند و مرتکب سرقت هویت نمی‌شوند. آنها برای تسلط بر نیروهایی مانند میمون‌های بابون با متحدان نمی‌جنگند. برای تغذیه ملکه خود مانند زنبور عسل شهد جمع‌آوری نمی‌کنند. با این وجود، جامعه‌ویروس‌شناسان معتقدند که ویروس‌ها تقلب می‌کنند، همکاری می‌کنند و به روش‌های دیگری با ویروس‌های همکار خود تعامل دارند.

رشته اجتماعی ویروس‌شناسی هنوز جوان و کوچک است. اولین کنفرانس اختصاص داده شده به زندگی اجتماعی ویروس‌ها در سال ۲۰۲۲ برگزار شد و دومین کنفرانس در ماه ژوئن امسال برگزار می‌شود. در مجموع ۵۰ نفر در این مراسم حضور خواهند داشت. با این حال، ویروس‌شناسان اجتماعی استدلال می‌کنند که پیامدهای حوزه جدید آنها می‌تواند عمیق باشد. اگر به ویروس‌ها مستقل از یکدیگر فکر کنیم، بیماری‌هایی مانند آنفلوانزا معنایی ندارند و اگر بتوانیم زندگی اجتماعی ویروس‌ها را رمزگشایی کنیم، ممکن است بتوانیم از آن برای مقابله با بیماری‌هایی که برخی از آنها ایجاد می‌کنند، استفاده کنیم.

درست جلوی چشمان ما

برخی از مهم‌ترین شواهد زندگی اجتماعی ویروس‌ها برای نزدیک به یک قرن در معرض دید عموم قرار داشته است. پس از کشف ویروس آنفلوانزا در اوایل دهه ۱۹۳۰، دانشمندان کشف کردند که چگونه می‌توانند با تزریق آن به تخم مرغ ذخایر این ویروس را پرورش دهند. سپس محققان توانستند از ویروس‌های جدید برای آلوده کردن حیوانات آزمایشگاهی برای تحقیق استفاده کنند.

در اواخر دهه ۱۹۴۰، ویروس شناس دانمارکی پربن فون مگنوس (Preben von Magnus) در حال رشد ویروس بود که متوجه مورد عجیبی شد. بسیاری از ویروس‌های تولید شده در یک تخم مرغ وقتی به تخم مرغ دیگر تزریق می‌شدند نمی‌توانستند تکثیر شوند. در چرخه سوم انتقال، تنها یکی از هر ۱۰ هزار ویروس همچنان می‌توانست تکثیر شود. اما در چرخه‌های بعدی، ویروس‌های معیوب نادرتر شدند و ویروس‌های در حال تکثیر دوباره برگشتند. فون مگنوس به این نتیجه رسید که ویروس‌هایی که نمی‌توانند تکثیر شوند، به پایان کار خود نرسیده‌اند و بنابراین آنها را «ناقص» خواند.

در سال‌های بعد، ویروس‌شناسان رونق و سقوط ویروس‌های ناقص را «اثر فون مگنوس» نامیدند. این موضوع برای آنها مهم بود. از آنجایی که هیچ‌کس ویروس‌های ناقص را خارج از محیط کشت آزمایشگاهی ندیده بود، ویروس‌شناسان تشخیص دادند که این ویروس‌ها مصنوعی هستند و راه‌هایی برای خلاص شدن از شر آن‌ها ارائه کردند.

سام دیاز مونوز (Sam Díaz-Muñoz)، ویروس شناس در دانشگاه کالیفرنیا، دیویس، با یادآوری دیدگاه رایج در این زمینه، گفت: شما باید آنها را از ذخایر آزمایشگاهی خود حذف کنید، زیرا نمی‌خواهید در آزمایش‌های شما دخالت کنند. زیرا این‌ها «طبیعی» نیستند.

محققان در دهه ۱۹۶۰ مشاهده کردند که ژنوم ویروس ناقص کوتاه‌تر از ژنوم ویروس‌های معمولی است. این یافته دیدگاه بسیاری از ویروس‌شناسان را بهبود بخشید. آنها دریافتند که ویروس‌های ناقص، عجیب و غریب و فاقد ژن‌های مورد نیاز برای تکثیر هستند. اما در دهه ۲۰۱۰، فناوری ارزان و قدرتمند توالی‌یابی ژنی مشخص کرد که ویروس‌های ناقص اتفاقا در بدن ما فراوان هستند.

در یک مطالعه که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد، محققان دانشگاه پیتسبورگ از بینی و دهان افراد مبتلا به آنفلوانزا نمونه‌برداری کردند. آن‌ها مواد ژنتیکی ویروس‌های آنفلوانزا را از نمونه‌ها بیرون کشیدند و متوجه شدند که برخی از ویروس‌ها فاقد ژن هستند. این ویروس‌های کوتاه‌ قد زمانی به وجود آمدند که سلول‌های آلوده، ژنوم یک ویروس کارآمد را به اشتباه کپی کردند و به طور تصادفی بخش‌هایی از ژن‌ها را نادیده گرفتند.

مطالعات دیگر این کشف را تایید کرد. آنها همچنین راه‌های دیگری را برای تشکیل ویروس‌های ناقص نشان دادند. به عنوان مثال، برخی از انواع ویروس‌ها ژنوم‌های مخدوش را حمل می‌کنند. در این موارد، یک سلول آلوده شروع به کپی از یک ژنوم ویروسی می‌کند تا قسمتی از آن را معکوس کند. سایر ویروس‌های ناقص زمانی تشکیل می‌شوند که جهش‌ها توالی یک ژن را مختل می‌کنند به طوری که دیگر نمی‌تواند یک پروتئین کاربردی بسازد.

این مطالعات این فرض قدیمی را که ویروس‌های ناقص فون مگنوس تنها نمونه‌های آزمایشگاهی هستند، از بین برد. دیاز مونوز گفت: آنها بخشی طبیعی از زیستی‌شناسی ویروس هستند.

کشف ویروس‌های ناقص در بدن خود ما، موج جدیدی از علاقه علمی به آنها را برانگیخته است. آنفلوانزا منحصر به فرد نیست. بسیاری از ویروس‌ها به اشکال ناقص وجود دارند و ویروس‌های ناقص اکثر ویروس‌های موجود در افراد مبتلا به عفونت‌هایی مانند ویروس سنسیشیال تنفسی (RSV) و سرخک را تشکیل می‌دهند.

دانشمندان همچنین نام‌های جدیدی برای ویروس‌های ناقص فون مگنوس ارائه کرده‌اند. برخی آنها را «ذرات تداخلی معیوب» می‌نامند. دیگران آنها را «ژنوم‌های ویروسی غیر استاندارد» می‌نامند.

دیاز مونوز و همکارانش نام دیگری برای آنها انتخاب کردند و آن ویروس‌های فریبکار است.

فریبکاری ویروسی

ویروس‌های ناقص معمولا می‌توانند وارد سلول‌ها شوند، اما وقتی وارد سلول‌ها شوند، نمی‌توانند خود به خود تکثیر شوند. آن‌ها فاقد برخی از ژن‌های ضروری برای ربودن ماشین‌های پروتئین‌ساز میزبان خود هستند، مانند ژنی که به عنوان پلیمراز شناخته می‌شود. برای کپی، آنها باید فریبکاری کنند. آنها باید از ویروس همکار خود سوء استفاده کنند.

خوشبختانه برای ویروس‌های فریبکار، سلول‌ها اغلب توسط بیش از یک ژنوم ویروسی آلوده می‌شوند. اگر یک ویروس توانمند در سلولی که یک ویروس فریبکار درون آن قرار دارد ظاهر شود، پلیمراز می‌سازد. سپس ویروس فریبکار می‌تواند پلیمرازهای ویروس دیگر را برای کپی ژن‌های خودش قرض بگیرد.

در چنین سلولی، دو ویروس برای ساختن بیشترین نسخه از ژنوم خود به رقابت می‌پردازند. ویروس فریبکار یک مزیت دارد. این ویروس مواد ژنتیکی کمتری برای تکثیر دارد. بنابراین پلیمراز یک ژنوم ناقص را سریع‌تر از یک ژنوم کامل کپی می‌کند.

مرز بین آنها در طول یک عفونت حتی بزرگتر می‌شود، زیرا ویروس‌های ناقص و ویروس‌های کارآمد از سلولی به سلول دیگر حرکت می‌کنند. اشر لیکس (Asher Leeks)، که به عنوان دانشجوی فوق دکتری در دانشگاه ییل، تکامل اجتماعی در ویروس‌ها را مطالعه می‌کند، می‌گوید: اگر نصف دیگری طول داشته باشید، به این معنا نیست که دو برابر مزیت خواهید داشت. این می‌تواند به این معنی باشد که شما از مزیت هزاران برابری یا بیشتر برخوردار خواهید شد.

ویروس‌ها هم کلاهبرداری می‌کنند!

سایر ویروس‌های فریبکار پلیمرازهای فعال دارند، اما فاقد ژن‌هایی برای ساخت پوسته‌های پروتئینی برای محصور کردن مواد ژنتیکی خود هستند. آنها در انتظار یک ویروس کارآمد، می‌مانند تا تکثیر شود و سپس ژنوم خود را به داخل پوسته‌هایی که تولید شده است می‌ریزند. برخی از مطالعات نشان می‌دهد که ژنوم‌های فریبکار ممکن است بتوانند سریعتر از ژنوم‌های ویروس کارآمد وارد پوسته پروتئینی شوند.

هر استراتژی که یک ویروس ناقص برای تکثیر استفاده کند، نتیجه یکسان است. این ویروس‌ها هزینه همکاری را پرداخت نمی‌کنند، حتی اگر از سایر ویروس‌های همکار خود سوء استفاده کنند.

دیاز مونوز می‌گوید: یک ویروس فریبکار به تنهایی ضعیف عمل می‌کند، در رابطه با ویروس دیگری بهتر عمل می‌کند، و اگر فریبکاران زیادی وجود داشته باشد، کسی نیست که از آن سوءاستفاده کنند. از دیدگاه تکاملی، این تنها چیزی است که برای تعریف فریبکاران نیاز دارید.

بخش آخر این تعریف یک معما را مطرح می‌کند. اگر فریبکاران بسیار موفق هستند پس باید ویروس‌ها را به سمت انقراض سوق دهند. از آنجایی که نسل‌های ویروس از سلول‌های نشات می‌گیرند و سلول‌های جدید را آلوده می‌کنند، موارد فریبکار باید بیشتر و بیشتر رایج شوند. آنها باید به تکثیر خود ادامه دهند تا زمانی که ویروس‌های کارآمد ناپدید شوند. بدون هیچ ویروس کارآمدی باقی مانده، فریبکاران نمی‌توانند به تنهایی تکثیر شوند. کل جمعیت ویروس‌ها در آن صورت باید به فراموشی سپرده شود.

البته که می‌دانیم ویروس‌هایی مانند انفلوانزا به وضوح از این انقراض سریع فرار می‌کنند، و بنابراین باید در زندگی اجتماعی آنها چیزی بیش از یک مارپیچ مرگ ناشی از فریبکاری وجود داشته باشد. کارولینا لوپز (Carolina López)، ویروس شناس در دانشکده پزشکی دانشگاه واشنگتن در سنت لوئیس، معتقد است که برخی از ویروس‌هایی که به نظر می‌رسد در حال فریبکاری هستند، ممکن است نقش بهتری در جوامع ویروسی ایفا کنند. آنها به جای سوء استفاده از ویروس‌های دیگر با آنها همکاری می‌کنند و به پیشرفت آنها کمک می‌کنند.

لوپز می‌گوید: ما آنها را بخشی از یک جامعه می‌دانیم که همه در آن نقش مهمی دارند.

پیشگیری از فرسودگی

ورود لوپز به دنیای ویروس شناسی اجتماعی در اوایل دهه ۲۰۰۰ آغاز شد و او ویروس سندای را مطالعه کرد که موش‌ها را آلوده می‌کند. محققان سال‌ها می‌دانستند که دو سویه از ویروس سندای رفتار متفاوتی دارند. یکی به نام SeV-52، در فرار از توجه سیستم ایمنی خوب بود و به ویروس اجازه می‌داد تا یک عفونت گسترده ایجاد کند.

اما موش‌های آلوده به ویروس‌های سویه دیگر که SeV-Cantell نام داشت، یک دفاع سریع و قدرتمند به کار می‌گرفتند که به آنها کمک می‌کرد تا سریع‌تر بهبود یابند. لوپز و همکارانش متوجه شدند تفاوت دو سویه در این بود که SeV-Cantell ویروس‌های ناقص زیادی تولید می‌کرد.

ویروس‌های ناقص چگونه سیستم ایمنی موش‌ها را تحریک می‌کنند؟ پس از مجموعه‌ای از آزمایش‌ها، لوپز و همکارانش دریافتند که ویروس‌های ناقص باعث می‌شوند سلول‌های میزبان یک سیستم هشدار را فعال کنند. سلول‌ها سیگنالی به نام اینترفرون تولید می‌کنند که به سلول‌های همسایه اجازه می‌دهد از ورود مهاجم مطلع شوند. این سلول‌ها می‌توانند دفاعی در برابر ویروس‌ها ایجاد کنند و از گسترش عفونت در بافت‌های اطراف جلوگیری کنند.

این پدیده نه مربوط به ویروس سندای بود و نه مربوط به سیستم ایمنی موش. هنگامی که لوپز و همکارانش توجه خود را به ویروس سین‌سیشیال تنفسی (RSV) معطوف کردند، که هر ساله بیش از دو میلیون نفر را در ایالات متحده بیمار می‌کند و باعث مرگ هزاران نفر می‌شود، دریافتند که ویروس‌های ناقص تولید شده در عفونت‌های طبیعی نیز باعث ایجاد پاسخ ایمنی قوی از سوی سلول‌های آلوده شده می‌شوند.

این اثر لوپز را متحیر کرد. اگر ویروس‌های ناقص فریبکار بودند، منطقی نبود که میزبان را تحریک کنند تا دوره عفونت را کوتاه کند. هنگامی که سیستم ایمنی ویروس‌های کارآمد را از بین می‌برد، فریبکاران بدون هیچ قربانی برای بهره‌برداری تنها باقی می‌مانند.

لوپز دریافت که اگر به روشی جدید به ویروس‌ها نگاه کند، نتایج او منطقی است. لوپز به جای تمرکز بر این ایده که ویروس‌های ناقص فریبکاری می‌کنند، شروع به فکر کردن درباره آن‌ها و ویروس‌های کارآمد کرد که با هم برای رسیدن به هدف مشترک بقای طولانی‌مدت کار می‌کنند. او متوجه شد که اگر ویروس‌های کارآمد به‌طور غیرقابل کنترل تکثیر شوند، ممکن است قبل از انتقال به میزبان جدید، میزبان فعلی خود را از بین ببرند که این خود به معنای شکست خواهد بود.

لوپز می‌گوید: ویروس برای اینکه میزبان خود را به اندازه کافی زنده نگه دارد تا بتواند به کارش ادامه دهد، به سطحی از پاسخ ایمنی نیاز دارد.

اینجاست که ویروس‌های ناقص وارد عمل می‌شوند. آنها ممکن است عفونت را مهار کنند تا میزبان آنها فرصتی برای انتقال ویروس به میزبان بعدی داشته باشد. به این ترتیب، ویروس‌های کارآمد و ناقص ممکن است با هم همکاری کنند. ویروس‌های کارآمد ماشین‌های مولکولی را برای تولید ویروس‌های جدید تولید می‌کنند. در همین حال، ویروس‌های ناقص سرعت ویروس‌های کارآمد را کاهش می‌دهند تا از نابودی میزبان خود که به کل دوره عفونی جامعه ویروسی پایان می‌دهد، جلوگیری کنند.

در سال‌های اخیر، لوپز و همکارانش دریافته‌اند که ویروس‌های ناقص می‌توانند عفونت‌ها را به روش‌های مختلفی مهار کنند. آن‌ها می‌توانند سلول‌ها را به گونه‌ای تحریک کنند که گویی تحت فشار گرما یا سرما هستند. بخشی از پاسخ فشار بر یک سلول، کارخانه‌های پروتئین‌سازی را برای صرفه‌جویی در مصرف انرژی تعطیل می‌کند. در این فرآیند، تولید ویروس‌های بیشتر نیز متوقف می‌شود.

کریستوفر بروک (Christopher Brooke)، ویروس شناس در دانشگاه ایلینویز با لوپز موافق است که ویروس‌ها عضوی از یک جامعه هستند. علاوه بر این، او فکر می‌کند که ویروس‌های ناقص وظایف دیگری در سلول‌ها دارند که او و همکارانش هنوز نتوانسته‌اند کشف کنند.

اگر ویروس‌های کارآمد به‌طور غیرقابل کنترل تکثیر شوند، ممکن است قبل از انتقال به میزبان جدید،میزبان فعلی خود را از بین ببرند که این خود به معنای شکست خواهد بود.

بروک به دنبال شواهدی از این فعالیت‌های ناشناخته در ویروس‌های آنفلوانزا است. یک ویروس آنفلوانزای کامل دارای هشت بخش ژنی است که معمولا ۱۲ یا بیشتر پروتئین می‌سازند. اما وقتی سلول‌های آلوده، ویروس‌های ناقص تولید می‌کنند، گاهی علی‌رغم تغییر شدید در رونوشت ژن، این ژن‌های تغییر یافته همچنان پروتئین‌ها را تولید می‌کنند اما پروتئین‌های جدیدی که ممکن است عملکردهای جدیدی داشته باشند. در مطالعه‌ای که در ماه فوریه منتشر شد، بروک و همکارانش صدها مورد از این پروتئین‌های جدید را در سلول‌های آلوده به انفلوانزا کشف کردند. از آنجایی که این پروتئین‌ها برای علم، جدید هستند، محققان در تلاشند تا بفهمند که چه کاری انجام می‌دهند. آزمایش‌ها روی یکی از آنها نشان می‌دهد که به پروتئین‌های پلیمراز ساخته شده توسط ویروس‌های دست‌نخورده می‌چسبد و از ساخت و کپی ژنوم‌های ویروسی جدید جلوگیری می‌کند.

با این حال، در حال حاضر، دانشمندان تا حد زیادی از آنچه ویروس‌های ناقص با تولید پروتئین‌های عجیب و غریب انجام می‌دهند، بی‌خبر هستند. بروک می‌گوید: تخیل محدود من نمی‌تواند به کسری از آنچه ممکن است، دست یابد. او شک دارد که ویروس‌های ناقص، تولید کننده این حجم از پروتئین عجیب و غریب فریبنده باشند.

مرزهای نامشخص

جامعه‌ویروس‌شناسان اکنون در تلاش هستند تا بفهمند که چقدر فریبکاری و همکاری در دنیای ویروسی در حال انجام است. دانشمندانی که رفتار حیوانات را مطالعه می‌کنند می دانند که این کار چقدر می‌تواند سخت باشد. یک فرد ممکن است در برخی شرایط تقلب کند و در موارد دیگر همکاری کند و همچنین ممکن است رفتاری که شبیه همکاری است از طریق فریبکاری خودخواهانه تکامل یابد.

لیکس موافق است که ویروس‌های ناقص ممکن است بخش‌های سازنده جامعه ویروسی باشند. اما او فکر می‌کند همیشه مهم است که این احتمال را در نظر بگیریم که حتی زمانی که به نظر می‌رسد در حال همکاری هستند، باز هم در واقع فریبکاری می‌کنند. نظریه تکاملی پیش‌بینی می‌کند که فریبکاری اغلب در ویروس‌ها به لطف ژنوم‌های ریزشان رخ می‌دهد. لیکس می‌گوید: در ویروس‌ها، درگیری فرآیند غالب است.

در واقع، فریبکاری می‌تواند سازگاری‌هایی ایجاد کند که شبیه همکاری باشد. یکی از نمونه‌های مورد علاقه لیکس از این درگیری پنهان، نانوویروس است که گیاهانی مانند جعفری و باقالی را آلوده می‌کند. نانوویروس‌ها به شیوه ای شگفت‌انگیز تکثیر می‌شوند. آنها در مجموع هشت ژن دارند، اما هر ذره ویروسی فقط یکی از هشت ژن را دارد. تنها زمانی که همه ذرات نانوویروس به یکباره یک گیاه را آلوده کنند، می‌توانند تکثیر شوند. سلول‌های گیاهی پروتئین‌ها را از هر هشت ژن به همراه نسخه‌های جدیدی از ژن‌هایشان می‌سازند که سپس در پوسته‌های جدید بسته‌بندی می‌شوند.

این چیدمان یادآور تقسیم کار کندو است، که در آن حشرات کار جمع آوری شهد، نگهداری از لاروها و جستجوی مکان‌های جدید برای کندو را با همکاری انجام می‌دهند.

لیکس و همکارانش چگونگی تکامل نانوویروس‌ها و سایر ویروس‌های به اصطلاح چند جانبه را از طریق فریبکاری ترسیم کرده‌اند.

تصور کنید که جد نانوویروس‌ها با هر هشت ژن در یک ژنوم ویروسی شروع به کار کرده باشد. سپس ویروس به طور تصادفی فریبکاران ناقصی تولید کرده باشند که تنها یکی از ژن‌ها را دارند. این فریبکاران رشد خواهند کرد، زیرا ویروس‌های کاملا کارآمد ژن آنها را کپی می‌کنند.

وقتی لیکس و همکارانش یک مدل ریاضی برای این سناریوی تکاملی ساختند، دریافتند که ویروس‌ها به راحتی می‌توانند به فریبکاران بیشتری تجزیه شوند. آنها تا زمانی که هیچ یک از ویروس‌های اصلی که می‌توانند خود به خود تکثیر شوند باقی نماند، تکثیر می‌شوند.

نانوویروس‌ها در حال حاضر ممکن است برای بقا به یکدیگر وابسته باشند، اما فقط به این دلیل که اجدادشان از یکدیگر سواستفاده کرده‌اند. در زیر نمای همکاری، فریبکاری ویروسی نهفته است.

شناسایی ماهیت جوامع ویروسی سالها تحقیقات لازم دارد. اما حل این معما ممکن است نتایج فوق العاده‌ای به همراه داشته باشد. هنگامی که دانشمندان رفتار اجتماعی ویروس‌ها را درک کنند، ممکن است بتوانند ویروس‌ها را علیه یکدیگر کنند.

تغییر زمین بازی

در دهه ۱۹۹۰، زیست شناسان تکاملی توانستند به توسعه داروهای ضد ویروسی کمک کنند. وقتی افراد مبتلا به ویروس اچ‌آی‌وی (HIV) یک داروی ضد ویروسی مصرف کردند، ویروس به سرعت توانایی فرار از آن را پیدا کرد. اما وقتی پزشکان داروهایی را تجویز کردند که سه داروی ضد ویروسی را با هم ترکیب می‌کرد، فرار ویروس‌ها از همه آنها بسیار سخت‌تر شد. احتمال اینکه یک ویروس بتواند جهش‌هایی برای مقاومت در برابر هر سه دارو به دست آورد، بسیار کم بود. در نتیجه، کوکتل‌های دارویی اچ‌آی‌وی حتی امروزه نیز موثر باقی مانده‌اند.

جامعه‌ویروس‌شناسان اکنون در حال بررسی این موضوع هستند که آیا زیست‌شناسی تکاملی می‌تواند بار دیگر در مبارزه با ویروس‌ها کمک کند یا خیر. آنها به دنبال آسیب‌پذیری‌هایی در نحوه فریبکاری و همکاری ویروس‌ها هستند که می‌توان از آنها برای متوقف کردن عفونت‌ها استفاده کرد.

ویگنزی و همکارانش این ایده را روی موش‌های مبتلا به ویروس زیکا آزمایش کردند. آنها ویروس‌های زیکا ناقص را مهندسی کردند که بی‌رحمانه از ویروس‌های کارآمد سوء استفاده کنند. هنگامی که آنها این فریبکاران را به موش‌های آلوده تزریق کردند، جمعیت ویروس‌های کارآمد داخل بدن حیوانات به سرعت از بین رفت. شرکت فرانسوی ملتیوس تراپیکس (Meletios Therapeutics) مجوز ویروس‌های فریبکار وینگزی را صادر کرده و آنها را به عنوان یک داروی ضد ویروسی بالقوه برای انواع ویروس‌ها توسعه داده است.

در دانشگاه نیویورک، بن تنوور (Ben tenOever) و همکارانش در حال مهندسی چیزی هستند که ممکن است یک فریبکاری حتی موثرتر از ویروس‌های آنفلوانزا باشد. آنها از یک ویژگی بیولوژیکی ویروس بهره می‌برند. گاهی، مواد ژنتیکی دو ویروسی که یک سلول را آلوده می‌کنند، در یک ویروس جدید بسته‌بندی می‌شوند. آنها فکر می‌کردند که آیا می‌توانند یک ویروس تقلبی ایجاد کنند که بتواند به آسانی به ژنوم یک ویروس آنفلوانزای کارآمد حمله کند یا خیر.

آنها ویروس‌های ناقص را از سلول‌های آلوده به آنفلوانزا جمع‌آوری کردند. از این دسته، آن‌ها یک ویروس فریبکار فوق‌العاده را شناسایی کردند که در انتقال ژن‌هایش به ویروس‌های آنفلوانزای کاملا کارآمد به طرز چشمگیری خوب بود. ویروس هیبریدی حاصل به دلیل اختلال در فریبکاری، در تکثیر بد عمل می‌کرد.

تنوور و همکارانش برای اینکه ببینند این فوق‌فریبنده چگونه به عنوان یک ضد ویروس عمل می‌کند، آن را در یک اسپری بینی قرار دادند. آنها موش‌ها را با یک سویه کشنده از آنفلوانزا آلوده کردند و سپس این ویروس فریبکار را در بینی حیوانات پاشیدند. ویروس فریبکار در بهره‌برداری از ویروس‌های کارآمد و کند کردن تکثیر آن‌ها آنقدر خوب بود که موش‌ها توانستند در عرض چند هفته از آنفلوانزا بهبود یابند. بدون کمک آن ویروس متقلب، حیوانات جان خود را از دست دادند.

محققان وقتی موش‌ها را قبل از آلوده شدن تحت اسپری بینی قرار دادند، نتایج بهتری هم گرفتند. فریبکاران حرفه‌ای در بدن موش‌ها در کمین نشستند و به محض ورود ویروس‌های آنفلوانزای کارآمد به آنها حمله کردند.

سپس تنوور و همکارانش برای آزمایش‌های خود به راسوهای اهلی یا فرت‌ها روی آوردند. آنها بیشتر مانند انسان‌ها عفونت آنفلوانزا را تجربه می‌کنند و برخلاف موش‌ها، ویروس‌های آنفلوانزا در آنها به آسانی از یک حیوان مریض به یک حیوان سالم در قفس مجاور منتقل می‌شود. دانشمندان دریافتند که اسپری‌بینی به سرعت تعداد ویروس‌های آنفلوانزا را در راسوهای آلوده کاهش داد، درست همانطور که در موش‌ها مشاهده شده بود. با این حال، دانشمندان با بررسی ویروس‌هایی که راسوهای آلوده به حیوانات سالم منتقل می‌کنند، شگفت‌زده شدند. آنها نه تنها ویروس‌های معمولی را منتقل کردند، بلکه فریبکاران فوق‌العاده را نیز که در پوسته‌های پروتئینی آن‌ها ذخیره شده بودند، منتقل کردند.

ویروس فریبکار در بهره‌برداری از ویروس‌های کارآمد و کُند کردن تکثیر آن‌ها آنقدر خوب بود که موش‌ها توانستند در عرض چند هفته از آنفلوانزا بهبود یابند. بدون کمک آن ویروس متقلب، حیوانات جان خود را از دست دادند.

ویروس‌ها ترجیح می‌دهند به میزبان‌های جدید منتقل شوند تا اینکه با آنها تکامل یابند.

این یافته این احتمال وسوسه‌انگیز را افزایش می‌دهد که ویروس‌های فریبکار ممکن است بتوانند از گسترش گونه جدیدی از آنفلوانزا جلوگیری کنند. اگر راسوها اسپری‌هایی از ویروس‌های فریبکار دریافت می‌کردند، می‌توانستند به سرعت از عفونت بهبود یابند. و اگر نوع جدید ویروس را به دیگر حیوانات منتقل می‌کردند هم برای جلوگیری از آن، این ویروس‌های فریبکار را منتقل می‌کردند. تنوور می‌گوید: این یک خنثی کننده همه‌گیر است.

این موضوع دستکم از نظر مفهومی درست است. تنوور باید یک کارآزمایی بالینی را روی انسان‌ها انجام دهد تا ببیند آیا این روش روی انسان نیز مانند حیوانات کار می‌کند یا خیر.

او می‌گوید: با این حال، تنظیم‌کننده‌ها در مورد تأیید چنین آزمایشی تردیدهایی داشتند، زیرا این امر صرفا به معنای دادن دارویی نیست که روی ویروس‌های موجود در بدن افراد کار می‌کند، بلکه می‌تواند به دیگران سرایت کند، خواه رضایت داشته باشند یا موافق نباشند.

دیاز مونوز فکر می‌کند که باید در مورد استفاده از ویروس‌شناسی اجتماعی محتاط باشیم، زیرا هنوز موارد زیادی برای یادگیری در مورد آنها داریم. ایجاد دارو از مولکول‌های بی‌اثر یک چیز است و به کار بردن زندگی اجتماعی ویروس‌ها چیز کاملا متفاوتی است. دیاز مونوز می‌گوید: اینها ویروس‌های زنده و در حال تکامل هستند.

انتهای پیام



Source link

شکستن تابوی تورم  با کنترل رشد نقدینگی



 به عقیده فریدمن، نوبلیست اقتصاد، تورم همواره یک پدیده‌ای پولی است. وی دلیل آن را در عرضه پول می‌دانست و استدلال کرد زمانی که عرضه پول دو برابر شود و تعداد کالا‌ها و خدمات موجود در اقتصاد ثابت باشد؛ آنگاه قیمت‌ها دو برابر خواهند شد. این همان نقدینگی است و همان اندازه که می‌تواند کمک‌کننده تولید در چارچوب سیاست‌های پولی باشد، می‌تواند اقتصاد یک کشور را فلج کند. به همین خاطر می‌توان گفت هدایت و کنترل این شمشیر دو لبه یکی از مهم‌ترین وظایف بانک‌های مرکزی و دولت‌هاست. اگر میزان تولیدات کشور با حجم نقدینگی در کشور تناسب نداشته باشد چرخ‌های اقتصاد به کندی پیش خواهند رفت. این نوشته نگاهی به مسئله کنترل نقدینگی به وسیله دولت سیزدهم و فلسفه اهمیت  بالای آن است. 

 

 نسبت تورم و نقدینگی در ادبیات اقتصادی

فرض کنید اگر نقدینگی موجود در اقتصاد بیشتر از میزان منابع قابل خریداری کالا و خدمات موجود در کشور باشد؛ در این حالت اقتصاد دچار تورم خواهد شد. از سوی دیگر اگر پول کافی برای خرید کالا و خدمات در اختیار مردم نباشد؛ احتمال وقوع رکود وجود خواهد داشت، زیرا مردم توانایی خرید ندارند. 

معمولاً بانک‌های مرکزی با خلق یا کنترل و هدایت نقدینگی از این پدیده‌ها جلوگیری می‌کنند. بسیاری از کشور‌ها با تورم بالا و وضعیت بد معیشتی دست و پنجه نرم می‌کردند؛ بنابراین این موضوع مطرح شد که سیاست پولی باید مستقل از نفوذ سیاسی باشد. در همین راستا بود که ایده بانک مرکزی مستقل در استفاده از ابزار سیاست پولی طرح بحث شد. اگر بانک مرکزی مستقل از دولت در این زمینه کنش و دولت به مثابه قوه ناظر و تنظیم‌کننده و همسو با سیاست‌های پولی بانک مرکزی نقش ایفا کند؛ تورم یا رکود نمی‌توانند آثار مخرب بلندمدتی بر اقتصاد ایراد سازند. اما در صورت نبود استقلال بانک مرکزی از دولت و وجود کسری بودجه پایدار، خود نهاد دولت به یکی از بازیگران مخرب کنترل نقدینگی تبدیل خواهد شد. به عقیده طیف معتبری از اقتصاددانان، دولت‌ها همیشه به افزایش نقدینگی یا به عبارت دیگر چاپ پول علاقه و بر آن اصرار دارند، اما این منبع در دسترس، مشکلات زیادی برای بخش‌های اقتصاد کشور ایجاد می‌کند که تورم تنها یکی از آنهاست. پس با تکیه بر شواهد تئوری و تجربی مطرح در ادبیات اقتصادی، می‌توان گفت نسبت مثبت و معناداری میان نقدینگی و تورم برقرار است. 

 کم و کیف رشد نقدینگی در اقتصاد ایران 

مطابق آمار بانک مرکزی همواره روند رشد نقدینگی در اقتصاد ایران به حسب شوک‌های مختلف داخلی و خارجی بر طرف عرضه و طرف تقاضا، روند کم‌ثباتی به خود دیده است. این مهم در سال ۱۳۹۹ به اوج خود با رشد ۴۰/۶ می‌رسد و عملاً در یک بازه هفت ساله طی سالیان ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۹ حجم نقدینگی حدوداً هشت‌برابر شده است. درنتیجه این رشد، سطح عمومی قیمت‌ها و ثبات بازار تحت تأثیر قرار گرفت. در شرایطی که وضعیت تورم نقطه به نقطه و سالیانه اقتصاد حالت بحرانی به خود گرفته بود؛ دولت سیزدهم با اعمال سیاست کنترل حجم پایه پولی و نقدینگی توانست نسبت به مهار و مدیریت رشد نقدینگی اقدام کند. 

 راز سیاست کنترل و مدیریت نقدینگی طی دو سال اخیر

در دولت سیزدهم برای کنترل نقدینگی، اقدامات اساسی از جمله توقف استقراض دولت از بانک مرکزی و کنترل اضافه برداشت بانک‏ها صورت گرفته است. از ابتدای استقرار دولت سیزدهم مسئله کنترل رشد نقدینگی و تورم به عنوان یکی از مهم‌ترین اولویت‌های اقتصادی کشور مورد توجه قرار گرفت. طی این دوره بانک مرکزی با تنظیم برنامه هدف‌گذاری رشد نقدینگی ۳۰درصدی برای سال ۱۴۰۱ و تعیین هدف رشد نقدینگی به میزان ۲۵درصدی برای سال ۱۴۰۲ توانست این متغیر را به‌طور قابل توجه‌ای کنترل نماید. در این‌باره بانک مرکزی با اقدامات عملیاتی همچون اعمال جدی کنترل در رشد تراز‌نامه بانک‌ها و کنترل خلق پول و هدایت نرخ سود در بازار بین بانکی و همچنین افزایش نسبت سپرده قانونی در بانک‌ها توانست رشد نقدینگی را کنترل کند. 

فارغ از توجه به این سیاست، توجه به مقوله انضباط نظام بانکی در مدیریت رشد نقدینگی نقش بسزایی داشته است. مطابق گزارش‌های کارشناسی، میانگین سهم بانک‌ها از ایجاد نقدینگی در دو دهه اخیر، ۵۰ درصد است. در سال ۱۴۰۰ اگر بانک‌ها خلق نقدینگی نامولد نداشتند، رشد این شاخص اقتصادی فقط ۱۳درصد بود. از این منظر به صورت فوری، اصلاح و ساماندهی بانک‌ها باید در دستور کار قرار گیرد. طبق اعلام بانک مرکزی، کنترل رشد نقدینگی وارد فاز جدیدی شده است که بر اساس آن سقف رشد ترازنامه بانک‏های با کفایت سرمایه ضعیف ۵/۱ و بانک‏های با کفایت سرمایه مطلوب 

۲/ ۵ درصد در ماه تعیین شد؛ با این سیاست ضمن کاهش شتاب رشد نقدینگی، انضباط بیشتری بر شبکه بانکی حاکم می‏شود. بانک مرکزی دولت سیزدهم از ابتدای شروع به کار خود در میانه سال ۱۴۰۰ با محدود کردن رشد ترازنامه بانک‏های کشور، سرچشمه اصلی رشد بی‏حساب و کتاب نقدینگی یعنی نظام بانکی را هدف قرار داد. 

در نهایت در پاسخ به چگونگی مهار تورم و کاهش حجم نقدینگی باید چنین بیان کرد که اقداماتی همچون کنترل نرخ خلق پول، افزایش تولید متناسب با میزان خلق پول، توقف استقراض دولت از بانک مرکزی و استقلال بخشیدن به بانک مرکزی صورت پذیرد.

* پژوهشگر اقتصاد



Source link

افقی‌سازی مسکن را به مردم بسپارید نه به انبوه‌سازها!



جوان آنلاین: شرایط فعلی بازار مسکن که به دلیل ترک‌فعل‌های بازار مسکن دولت قبل، تعادل خود را از دست داده، تبدیل به جولانگاهی برای فعالیت دلالان و سوداگران شده است. کارشناسان بر این باورند که با ورود مردم به حوزه مسکن می‌توان تعادل از بین رفته در این حوزه را برگرداند. معاون علمی پژوهشکده شهید صدر و مسئول اندیشکده شهر اسلامی ایرانی بر لزوم بازمهندسی سیاست‌های دولت در حوزه مسکن برای مشارکت بیشتر مردم تأکید دارد و به «جوان» می‌گوید عرضه زمین به خانوار‌ها علاوه بر اینکه می‌تواند مردمی‌سازی را برای حوزه مسکن عملیاتی کند، بر کاهش قیمت تمام شده خانه نیز تأثیر قابل توجهی می‌گذارد. می‌توان از تعاونی‌های مسکن برای حضور هرچه بیشتر مردم سود برد و در کنار اجرای این دسته اقدامات، برخی موانع مانند صدور مجوز‌های زمانبر را نیز از پیش پای مردم برداشت. 

 

بهزاد عمران‌زاده، معاون علمی پژوهشکده شهید‌صدر و مسئول اندیشکده شهر اسلامی ایرانی در گفتگو با «جوان» درخصوص تأثیر مردمی‌سازی برای جهش تولید مسکن می‌گوید: «به منظور بهبود شرایط حوزه مسکن باید چند اقدام انجام شود تا این رویکرد از سطح یک سیاست کلان یا یک سیاست اعلام شده به مرحله اجرا برسد. درحال حاضر عرصه اقتصاد مسکن به طور عمومی به نفع بورس‌باز‌ها و دلال‌های زمین است و هیچ نفعی برای مردم ندارد و امکان ورود مردم در این بازار فراهم نیست. به بیان دیگر بازار مسکن متعادل نیست و امکان ورود مردم به این بازار وجود ندارد. به عنوان مثال ۷۰ درصد تقاضای امروز مسکن، تقاضای سرمایه‌ای افرادی است که نیازی به مسکن ندارند و تنها برای سودآوری بیشتر در این بازار حاضر شده‌اند. حضور متقاضیان سرمایه‌ای یکی از نشانه‌های عدم تقارن است. وجود ۳‌میلیون خانه خالی نمونه دیگر عدم تعادل در بازار مسکن است. امروز بیشترین هزینه خانوار به اجبار برای مسکن هزینه می‌شود. پس باید حوزه مسکن به صورت عملیاتی، دقیق و موردی بررسی شود.»

وی می‌افزاید: «ابتدا باید عرصه اقتصاد مسکن برای ورود مردم آماده‌سازی شود. یعنی بازار مسکن به یک بازار منظم و قابل کنترل تبدیل شود. در بازار فعلی، سود در خرید و فروش‌های مکرر یا همان دلالی است و فعالیت در تولید مسکن سودی ندارد. به بیان دیگر، منفعت در احتکار زمین است درحالی که باید سود و منفعت در زیر کار بردن زمین برای ساخت مسکن باشد. این شرایط باید تغییر کند و عرصه مسکن تبدیل به یک عرصه سالم برای فعالیت‌های اقتصادی شود.»

مسئول اندیشکده شهر اسلامی با تأکید بر اینکه باید امکان حضور مردم در بازار مسکن را فراهم کرد؛ تأکید می‌کند: «در حال حاضر مردم هیچ امکانی را برای ورود و حضور در بازار مسکن و تولید را ندارند. بسیاری از اتفاقاتی نیز که در مجلس یازدهم رقم خورده هنوز به نتیجه نهایی نرسیده است. به عنوان مثال قانون مالیات بر خانه‌های خالی تصویب و ابلاغ شد و در حال حاضر، اجرایی شده است. اما هنوز سامانه املاک و اسکان تکمیل نشده است و اطلاعات جامع و درستی در این حوزه وجود ندارد. بنابراین قانون مالیات بر خانه‌های خالی به درستی اجرا نمی‌شود. در نتیجه لازم است برای ورود مردم زیرساخت‌های حوزه مسکن درست شود والا امکان ورود مردم عادی به بازار و تولید مسکن به وجود نخواهد آمد.»

 

 مردمی‌سازی با حضور دولت و سرمایه‌دار‌ها ممکن نیست

عمران‌زاده با تأکید بر اینکه باید در حوزه عملیاتی شرایط برای ورود مردم به بازار مسکن مهیا شود؛ می‌افزاید: «نکته دیگر در حوزه مسکن مدل مردمی‌سازی است که در طرح‌های ملی مانند نهضت ملی مسکن در حال پی‌گیری است. تاکنون برخی از دولت‌ها به دنبال سیاست‌های اقتصاد بازار رفته‌اند و منظورشان از مردم همان سرمایه‌دار‌ها بوده است. این مدل مردمی‌سازی در دولت‌های یازدهم و دوازدهم اتفاق افتاد و مسکن به‌صورت کلی رها شد. در مدل دیگر مانند مسکن مهر، عاملیت در اختیار دولت قرار می‌گیرد و حضور دولت به عنوان وکیل مردم بوده است. در این مدل مردم مسئولیتی ندارند. برای نهضت ملی مسکن نیز تمرکز بیشتر بر روی دولتی‌سازی است تا مردمی‌سازی. لازم است با توجه به انقلاب، اتفاقات فرهنگی و اجتماعی عمیق امروز متناسب با ایده درست به سمت نوع سوم حرکت کرد.»

وی درخصوص نوع سوم پیشنهادش تصریح می‌کند «در این مدل عاملیت ساخت‌وساز با مردم است. پس باید به اقدامات لازم حوزه مسکن توجه داشت و زیرساخت لازم حوزه مسکن را فراهم کرد. پس مردم باید در همه مراحل پروژه‌ها دخیل شوند. البته دخالت مردم باید در همه امور عملیاتی کشور باشد و محدود به حوزه مسکن نشود. پس بهتر است مردم از مرحله فهم مسئله، رسیدن به راه‌حل‌ها، گزینش راه‌حل مناسب و اجرای کار نظارت داشته باشند. امروز در نهضت ملی مسکن چه اتفاقی می‌افتد؟ مردم یا متقاضیان یا افرادی که شرایط نهضت ملی مسکن را دارند؛ نه در طراحی، نه در انتخاب موقعیت، نه در کنترل میزان هزینه و نه در زمان ساخت خانه خود نقشی ندارند.»

 

 تنظیم مالیات راهکار کنترل بازار مسکن

این کارشناس مسکن با اشاره به سیاست‌های ابلاغی حوزه مسکن، می‌گوید: «۱۵ سال از زمان ابلاغ سیاست‌های کلی حوزه مسکن می‌گذرد. در سیاست‌های ابلاغی حوزه مسکن به خوبی به مالیات‌ها اشاره شده است. می‌توان مانند بسیاری از کشور‌های جهان مجموعه‌ای از مالیات‌ها را تنظیم کرد که با استفاده از آن‌ها بازار مسکن را نیز کنترل کرد. در نتیجه بازار مسکن تبدیل به یک بازار کنترل شده، تنظیم شده و سالم برای ورود مردم درخواهد آمد.»

 

 افقی‌سازی اقدام درست دولت 

عمران‌زاده با اشاره به این نکته که دولت به درستی به سمت افقی‌سازی حرکت کرده است، ادامه می‌دهد: «افقی‌سازی و ساخت خانه‌های ویلایی اقدام خوبی است که دولت به سمت آن حرکت کرده است. اما اگر ساخت خانه ویلایی نیز به انبوه‌ساز‌ها سپرده شود؛ باز هم مردم در آن نقشی نخواهند داشت. انبوه‌سازی مانند آن است که یک نفر به لباس نیاز دارد؛ اما در انتخاب پارچه و طرح و دوخت دخالتی ندارد و دیگران برای آن انتخاب کنند. نهایت تولید لباسی که دیگران در دوخت آن دخیل هستند به نوعی است که نه اندازه است و نه به سلیقه فرد مورد نظر در خواهد آمد.»

 

 جای خالی مردم در نهضت ملی مسکن 

عمران‌زاده با تأکید براینکه دولت در دو سال گذشته اقدامات بسیاری انجام داده و درحال جبران کم‌کاری‌های دولت یازدهم و دوازدهم است؛ عنوان می‌کند: «با توجه به اینکه دو سال از آغاز طرح نهضت ملی مسکن می‌گذرد؛ بهتر است دولت با بازگشت به نگاه مردمی‌سازی، ایرادات طرح نهضت ملی مسکن را برطرف کند. همانگونه که پیش‌تر بیان شد؛ در هیچکدام از مراحل ساخت خانه مردم حضور ندارند. تا این مرحله رابطه دولت و مردم به نوعی بوده که تنها دولت از مردم آورده مالی طلب کرده است. به بیان دیگر، مردم تاکنون مجبور به تأمین مالی بوده‌اند تا از این طریق تسهیلات به سازنده داده شود. در طرف دیگر این مثلث نیز بانک قرار داد. بنابراین، سه ضلع ساخت مسکن در طرح نهضت ملی مسکن سازنده، بانک و دولت به نمایندگی از مردم قرار دارد. همین نشان از نبود نگاه مردمی‌سازی در طرح نهضت ملی مسکن است.»

 جدیت وزارت راه و شهرسازی به سمت مردمی‌سازی

وی با بیان اینکه از اواخر سال گذشته رویکرد وزارت راه و شهرسازی به سمت مردمی‌سازی تغییر کرده است؛ می‌افزاید: «با توجه به تغییر رویکرد وزارت راه و شهرسازی به سمت مردمی‌سازی؛ لازم است تا کار گروهی تشکیل شود و راه حل‌های مردمی‌سازی در نهضت ملی مسکن ارائه شود. یعنی مردم پای کار باشند و بسیاری از اتفاقات توسط خود مردم انجام شود. به عنوان مثال در حوزه ساخت به طور اساسی دولت نباید سازنده باشد و دولت باید نقش تنظیم‌گری و تسهیل‌گری داشته باشد و در نهایت تسهیلات فراهم کند. تنها در یک یا دو کلانشهر و استان مشکل نبود زمین وجود دارد. بنابراین دولت می‌تواند با سیاست افقی‌سازی یا ساخت ویلایی آن هم نه به صورت انبوه، زمین را در اختیار خود مردم بگذارد و افراد مشغول به ساخت مسکن خود شوند. با این اقدام مردمی‌سازی به صورت عملی اجرایی می‌شود.»

 

 مشارکت صاحب زمین و سازنده راه خلاصی از نبود نقدینگی

مسئول اندیشکده شهر ایرانی اسلامی درباره نحوه باز مهندسی مدل نهضت ملی مسکن بیان می‌کند: «بزرگ‌ترین مشکل امروز نهضت ملی مسکن ناتوانی متقاضیان در تهیه آورده مالی است. با بازمهندسی و تغییر مدل اجرای ساخت‌وساز می‌توان مشکل نقدینگی مردم را نیز برطرف کرد. پس از آنکه زمین مناسب متصل به بافت‌های شهر‌ها در اختیار خود مردم برای ساخت قرار گرفت؛ می‌توان با صدور تراکم‌سازی مشکل آورده مالی سه‌دهک اول برای ساخت را نیز برطرف کرد. پس این افراد می‌توانند با مجوز ساخت خانه دو طبقه چهار واحدی و شراکت با سازنده نیاز مالی ساخت را نیز حل کنند. با این اقدام دیگر نیاز به ارائه تسهیلات بانکی از سوی دولت نیست. دولت تنها وظیفه دارد زمین و تراکم را فراهم کند. البته قرارداد ساخت به جای پیمانکاری به صورت مشارکتی صادر می‌شود. با این سیاست مشکل اصلی نهضت ملی مسکن حل می‌شود. باید توجه داشت که برای اجرای درست این طرح باید زمین مناسب در اختیار این افراد قرار گیرد.»

 

 تجربه حساب ۱۰۰ امام در دست است

عمران‌زاده با اشاره به تجربه حساب ۱۰۰ امام خمینی (ره) در اوایل انقلاب می‌گوید: «در اوایل انقلاب خود مردم به میدان آمدند و دولت با ارائه تسهیلات قرض‌الحسنه و زمین، توانست با دست خود مردم خانه‌سازی کند. البته برای بخش رشد شهری نیز باید نظارت‌های لازم از سوی مجموعه‌های مسئول انجام شود تا دیگر رشد نامتوازن شهری نیز نداشته باشد که با توجه به حضور نهاد‌های مسئول، توسعه شهری نیز قابل کنترل است.»

 

 نهاد‌های مردم‌نهاد به نمایندگی از مردم حاضر شوند

وی درباره لایه‌های مختلف مردم برای حضور در ساخت‌وساز و مردمی‌سازی توضیح می‌دهد: «در بحث ساخت مسکن یا پروژه‌های تعریف شده در استان‌های مختلف می‌توان مردم را به عنوان نهاد‌های مختلف مردم نهاد در نظر گرفت. باید توجه کرد که دسترسی به افراد نداریم؛ پس می‌توان در لایه تصمیم‌گیری برای پروژه‌ها و اجرا نهاد‌های مردم نهاد مانند نخبگان محلی، متخصصان و اندیشکده‌ها را وارد تصمیم‌گیری کرد. این اقدام باعث می‌شود به مرور تصمیماتی که به صورت عمومی پشت در‌های بسته گرفته می‌شود به نفع خود مردم تمام شود.»

این کارشناس مسکن درباره مشکلات نبود حضور مردم در نحوه تصمیم‌گیری نهاد‌ها خاطرنشان می‌کند: «به هر میزان که مردم در تصمیم‌گیری‌های نهاد‌ها حضور نداشته باشند؛ امکان انحراف تصمیمات به نفع گروه‌های قدرت، ثروت و ذی‌نفعان مختلف وجود دارد. پس برای مردمی‌سازی مسکن و هر حوزه‎ای که به مردم ارتباط دارد؛ نمایندگان مردم نیز باید حاضر شوند تا بتوان، جهت‌گیری تصمیمات را به نفع مردم تغییر داد.»

 

 تعاونی‌ها یک لایه دیگر مردمی‌سازی است

وی درباره باید‌ها و نباید‌های تعاونی‌های ساخت مسکن اظهار می‌کند: «می‌توان در بحث ساخت از تعاونی‌ها نیز کمک گرفت. البته باید به مشکلاتی که برخی از این تعاونی‌ها در ساخت داشتند نیز توجه کرد و با ابلاغ یک آیین نامه دقیق‌تر از سوگیری‌های آن‌ها ممانعت کرد. پس تعاونی‌ها نیز می‌توانند یک لایه دیگر مردمی‌سازی در حوزه ساخت مسکن باشند. زمانی که مستقیم به سراغ مردم برای ساخت مسکن می‌رویم؛ خودشان برای رفع نیاز خانه خود اقدام خواهند کرد.»

 

 عرضه زمین قیمت مسکن را می‌شکند

عمران‌زاده درباره تأثیر شکست قیمت مسکن توسط عرضه زمین به مردم، عنوان می‌کند: «امروز اصلی‌ترین هزینه ساخت مسکن، قیمت زمین است. هرچه بتوان عرضه زمین را با اعمال سیاست‌های کنترل شده منظم و دقیق انجام داد؛ قیمت زمین کاهش پیدا خواهد کرد. در نتیجه به طور حتم بر روی تولید مسکن نیز تأثیر مثبت خواهد داشت و تولید آن نیز بالا خواهد رفت. منتها باید به مالیات‌های تنظیم شونده توجه کرد تا دوباره احتکار زمین رخ ندهد و مسائل قبلی تکرار نشود. همچنین باید تأکید کرد که همه مراحل با تهیه امکانات به دست خود مردم انجام شود و مردمی‌سازی به صورت واقعی اجرایی شود. اگر زمین در اختیار مردم قرار گیرد – تأکید می‌کنم منظور واسطه‌ها نیستند- بسیاری از مشکلات امروز حل خواهد شد.»

مسئول اندیشکده شهر ایرانی اسلامی با بیان اینکه هزینه پروژه‌های انبوه‌ساز بسیار بالا است؛ ادامه می‌دهد: «انبوه‌سازی هم هزینه بالایی دارد و هم مدت زمان زیادی را برای ساخت طلب می‌کند. با توجه به شرایط تورمی کشور، روز به روز ساخت مسکن سخت‌تر می‌شود. پس اگر عرضه زمین به صورت منظم به مردم انجام شود به طبع این هزینه‌ها نیز به علت سرعت ساخت بیشتر، کاهش پیدا خواهد کرد. بنابراین می‌توان گفت، با توجه به اینکه امروز بخش عمده ساخت خانه قیمت زمین است؛ پس با عرضه منظم زمین می‌توان یکی از راه‌های مهم تأمین مسکن را مهیا کرد. راهکاری که با سیاست‌های مردمی‌سازی نیز هماهنگ است.»

 مانع صدور مجوز‌ها باید برداشته شود

وی با تأکید براینکه باید مجوز‌ها نیز برای مردم به راحتی صادر شوند؛ ادامه می‌دهد: «باید برای ساخت مسکن موانع رفع شود. همین اعطای مجوز‌ها خود یکی از موانع جدی و زمانبر است. برخی از مجوز‌ها شش ماه زمان می‌برد تا صادر شود. بهتر است برای این بخش نیز تصمیماتی اخذ شود.»



Source link

هوش مصنوعی اجازه نمی‌دهد حیات بیگانه را کشف کنیم!


استاد اخترفیزیک «دانشگاه منچستر» در یک مقاله جدید مدعی شده است هوش مصنوعی می‌تواند مسؤول نرسیدن بشر به تمدن‌های پیشرفته کیهان و حیات بیگانه باشد.

به گزارش ایسنا، هوش مصنوعی به سرعت به عنوان یکی از تحول‌آفرین‌ترین فناوری‌های در حال ظهور تاریخ بشر شناخته شده است که تأثیرات بالقوه آن، خواه مثبت خواه منفی، بحث‌های داغی را برانگیخته‌اند.

به نقل از ادونسد ساینس نیوز، مقاله‌ای که اخیرا توسط «مایکل گرت»(Michael Garrett) استاد اخترفیزیک «دانشگاه منچستر»(University of Manchester) نوشته شده، نشان می‌دهد هوش مصنوعی ممکن است توضیحی برای این پرسش باشد که چرا ما هنوز با تمدن‌های پیشرفته فناوری در نقاط دیگر جهان روبه‌رو نشده‌ایم.

فرضیه‌های زیادی برای توضیح دادن این پرسش وجود دارند که چرا ستاره‌شناسان هیچ نشانه‌ای را مبنی بر وجود حیات بیگانه در مجموعه وسیعی از داده‌های نجومی جمع‌آوری‌شده در ۶۰ سال گذشته کشف نکرده‌اند. از جمله این فرضیه‌ها می‌توان به «پارادوکس فرمی»(Fermi Paradox)، «فرضیه باغ وحش»(Zoo Hypothesis) و «نظریه جنگل تاریک»(Dark Forest Theory) اشاره کرد.

گرت استدلال می‌کند که هوش مصنوعی می‌تواند یک فیلتر قوی باشد. استدلال گرت این است که روبه‌رو شدن هر تمدنی با یک مانع جهانی یا چالش غیر قابل عبور، مانع از ظهور حیات هوشمند می‌شود.

به گفته گرت، هوش مصنوعی می‌تواند مسئول فقدان تمدن‌های فناورانه پیشرفته باشد زیرا این فیلتر پیش از آن ظاهر می‌شود که یک تمدن بتواند به سفر چندسیاره‌ای دست یابد. نکته ناامیدکننده‌تر این که استدلال گرت نشان‌ می‌دهد طول عمر معمول هر تمدن فنی کمتر از ۲۰۰ سال است.

با وجود این، همه ماجرا با غم و اندوه همراه نیست زیرا هوش مصنوعی مزایایی هم دارد.

مزایا و خطرات ابرهوش مصنوعی

هوش مصنوعی در مقایسه با سایر فناوری‌های بالقوه مخرب، در مقیاس‌های زمانی بی‌سابقه‌ای توسعه یافته است. این فناوری در بافت زندگی روزمره ما ادغام می‌شود و اساسا نحوه تعامل ما را با فناوری تغییر می‌دهد.

ظاهرا هیچ حوزه‌ای، از مراقبت‌های بهداشتی گرفته تا تجارت و آموزش، پلیس و امنیت ملی دست‌نخورده باقی نمانده است. گرت نوشت: فکر کردن به حوزه‌ای که هنوز با ظهور هوش مصنوعی روبه‌رو نشده باشد، دشوار است.

هوش مصنوعی مانند هر فناوری دیگری، با وجود همه خوبی‌های بالقوه‌ای که ممکن است داشته باشد، پتانسیل بسیار بالایی را برای آسیب رساندن دارد. گرت اظهار داشت: جای تعجب نیست که انقلاب هوش مصنوعی، نگرانی‌های جدی را در مورد مسائل اجتماعی مانند جایگزینی نیروی کار، سوگیری در الگوریتم‌ها، تبعیض، شفافیت، تحولات اجتماعی، پاسخ‌گویی، حفظ حریم خصوصی و تصمیم‌گیری اخلاقی ایجاد کرده است.

اگرچه این نگرانی‌های اخلاقی و اجتماعی مستلزم بررسی جدی هستند اما گرت استدلال می‌کند که ممکن است آنها عوامل موثر در سقوط تمدن نباشند. در سال ۲۰۱۴، «استیون هاوکینگ»(Stephen Hawking) فقید به طور آشکار هشدار داد که اگر هوش مصنوعی بتواند توانایی تکامل مستقل را به دست بیاورد، خود را دوباره با سرعت فزاینده‌ای طراحی کند و به ابرهوش مصنوعی تبدیل شود، به نوع بشر پایان خواهد داد. گرت خاطرنشان کرد: جامعه بشری به سرعت به یک قلمرو ناشناخته رانده شده است.

هوش مصنوعی اجازه نمی‌دهد حیات بیگانه را کشف کنیم!

علاوه بر ترس در مورد سلاح‌سازی ابرهوش مصنوعی، گرت استدلال کرد که سرعت فرآیندهای تصمیم‌گیری هوش مصنوعی می‌تواند تضادها را تشدید کند تا از اهداف اصلی بسیار فراتر برود. وقتی این سیستم‌های هوش مصنوعی دیگر برای وجود داشتن نیازی به حمایت تمدن‌های بیولوژیکی نداشته باشند، چه اتفاقی رخ خواهد داد؟

گرت نوشت: پس از رسیدن به تکینگی فناورانه، سیستم‌های ابرهوش مصنوعی به سرعت از هوش بیولوژیکی پیشی می‌گیرند و با سرعتی تکامل می‌یابند که کاملا از مکانیسم‌های نظارت سنتی عبور می کنند و به بروز پیامدهای پیش‌بینی‌نشده و ناخواسته‌ای منجر می‌شوند که بعید است با علایق بیولوژیکی یا اخلاقیات همسو باشند.

وی افزود: عملی بودن حفظ موجودات‌ زیستی با نیازهای گسترده آنها به منابعی مانند انرژی و فضا ممکن است بر کارآیی محاسباتی متمرکز نباشد و موجب شود که هوش مصنوعی به آنها مانند یک مزاحم نگاه کند.

این در واقع یک ایده نگران‌کننده است و نابودگران هوش مصنوعی به این سمت متمایل می‌شوند اما در حال حاضر بدترین سناریو را نشان می‌دهد.

نقش حیاتی تنظیمات

حقیقت این است که ما قلمرو ناشناخته هوش مصنوعی را می‌پیماییم و مسیر نهایی نامشخص است. هوش مصنوعی که در حال حاضر در زندگی روزمره با آن روبه‌رو هستیم، هنوز در چارچوب محدودیت‌های ایجادشده توسط انسان عمل می‌کند و لازم است بدانیم که ما هنوز عاملیت و توانایی شکل دادن به مسیر آن را داریم.

گرت باور دارد که راه حل موثر برای ایجاد یک شبکه ایمنی احتمالی در برابر خطرات یک ابرهوش مصنوعی فوق هوشمند، سفر چندسیاره‌ای است تا انسان به یک گونه بیولوژیکی چندسیاره‌ای تبدیل شود و بتواند از تجربیات خود در سیارات گوناگون استفاده کند، راهبردهای بقای خود را متنوع سازد و از شکست جلوگیری به عمل آورد.

با توجه به سرعت پیشی گرفتن هوش مصنوعی از سفر فضایی، این راه حل محتمل یا واقع‌بینانه به نظر نمی‌رسد. گرت نوشت: این به طور طبیعی ما را به سوی موضوع پیچیده تنظیم و کنترل هوش مصنوعی هدایت می‌کند. بدون مقررات عملی، دلایل زیادی برای این باور وجود دارد که هوش مصنوعی یک تهدید بزرگ برای مسیر آینده نه تنها تمدن فنی ما بلکه همه تمدن‌های فنی باشد.

وی افزود: اگرچه ذی‌نفعان صنعت، سیاست‌گذاران، کارشناسان و دولت‌ها پیشتر هشدار داده‌اند که ایجاد مقررات لازم است اما ایجاد یک چارچوب نظارتی که در سطح جهانی قابل قبول باشد، چالش‌برانگیز خواهد بود.

با وجود این، وضع مقررات برای هوش مصنوعی غیر ممکن نیست. پیامدهای تصمیم‌گیری مستقل هوش مصنوعی اخیرا به شکل‌گیری درخواست‌هایی برای توقف توسعه هوش مصنوعی تا زمانی منجر شده‌اند که یک شکل مسئولانه از کنترل و مقررات معرفی شود.

با توجه به اولویت‌های متفاوت فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی ملل گوناگون، مشکلاتی در تدوین یک مجموعه جهانی از مقررات وجود خواهد داشت. علاوه بر این، پیشرفت‌ سریع هوش مصنوعی احتمالا از چارچوب نظارتی توافق‌شده پیشی می‌گیرد و این نگرانی را ایجاد می‌کند که چارچوب‌ها همیشه از پیشرفت‌های جدید و پیش‌بینی‌نشده در این زمینه عقب‌تر باشند.

با نگاه کردن به آینده ممکن است بتوانیم دیدگاه بهتری را نسبت به چالش‌های کنونی خود به دست آوریم. گرت نوشت: با بررسی احتمالات درباره تمدن‌های بیگانه، این آزمایش فکری به ما کمک می‌کند تا به پایداری بلندمدت تمدن خود بیندیشیم، خطرات بالقوه‌ای را که با آنها روبه‌رو هستیم بشناسیم و درباره چگونگی غلبه کردن بر چالش‌های آینده فکر کنیم.

این پژوهش در مجله «Acta Astronautica» به چاپ رسید.

انتهای پیام



Source link

چگونگی ساخت مسکن ویلایی با مشارکت مردم 


جوان آنلاین: کارشناس حوزه سیاست‌گذاری معتقد است با عرضه زمین و هدایت اعتبارات بانکی جهت اعطای تسهیلات ساخت مسکن به مردم دولت می‌تواند مشارکت مردم را در جهش تولید مسکن جلب کند. عملکرد زیر ۱۰درصد شبکه بانکی جهت اعطای تسهیلات ساخت مسکن به مردم، نقطه ضعف جدی جلب مشارکت مردم در جهش تولید مسکن است که در این زمینه باید بانک مرکزی به عنوان رگولاتور شبکه بانکی با ابزار کاهش نرخ سپرده قانونی بانک‌های متخلف، زمینه اعطای کامل تسهیلات ساخت مسکن به مردم را فراهم کند. 

 

علی پاشایی بیدار کارشناس سیاست‌گذاری در گفتگو با «جوان» با اشاره به اهمیت ساخت مسکن با مشارکت مردم گفت: ترویج مشارکت مردم در ساخت مسکن در ایران پتانسیل بسیار زیادی برای رشد اقتصادی و رفع نیاز‌های مسکن دارد. با ارائه زمین به افراد، کاهش سفته بازی و مشارکت نهضت ملی مسکن، دولت می‌تواند شهروندان را برای مشارکت فعال در روند ساخت و ساز توانمند کند. این رویکرد نه تنها باعث تحریک فعالیت‌های اقتصادی در بخش‌های مختلف می‌شود؛ بلکه کیفیت زندگی خانواده‌ها را بهبود می‌بخشد و بار دولت را کاهش می‌دهد. با استقبال از رواج ساخت و ساز مسکن، ایران می‌تواند توسعه اقتصادی فراگیر را تقویت کند و تضمین کند که وعده تأمین نیاز‌های مسکن محقق می‌شود. 

وی ادامه داد: توسعه مسکن در قالب خانه‌های ویلایی و یک طبقه، فرصتی اساسی برای رشد اقتصادی و مشارکت عمومی است. با ارائه زمین برای ساخت و ساز به شهروندان، دولت می‌تواند افراد را برای مشارکت در بازار مسکن، تقویت فعالیت‌های اقتصادی و کاهش کمبود مسکن توانمند کند. ایجاد بستری برای جلب مشارکت مردم در ساخت مسکن به ویژه در قالب ساخت مسکن ویلایی و ساختمان‌های یک طبقه، یک اقدام راهبردی است که می‌تواند به رشد اقتصادی و رفع کمبود مسکن کمک قابل توجهی کند. محور کلیدی در جهت تحقق این رویکرد، تخصیص زمین توسط دولت است که می‌تواند منظره شهری را متحول کند و ساخت و ساز مسکن را مقرون به‌صرفه‌تر کند. 

این کارشناس حوزه سیاست‌گذاری با اشاره به اینکه عرضه زمین باید توامان با اعطای تسهیلات ساخت مسکن به مردم توسط شبکه بانکی همراه باشد؛ گفت: یکی از راهبرد‌های کلیدی برای دستیابی به این هدف، اعطای زمین به متقاضیان نهضت ملی مسکن است. با واگذاری زمین به افراد و جوامع، دولت می‌تواند مردم را قادر سازد تا کنترل نیاز‌های مسکن خود را در دست بگیرند و پروژه‌ها را با هزینه کمتر و سرعت بیشتر توسعه دهند. با این حال، تهیه زمین تنها یک تکه از پازل است. دسترسی به تسهیلات ساخت و ساز مسکن به ویژه از طریق شبکه بانکی، برای اینکه افراد بتوانند زمین خود را به پروژه‌های مسکونی مناسب تبدیل کنند، بسیار مهم است. متأسفانه بخش بانکی در ایران در اعطای وام ساخت و ساز مسکن به متقاضیان همکاری کمتری داشته است. بر اساس قانون بودجه کشور، بانک‌ها قرار بود حجم قابل توجهی از تسهیلات ساخت مسکن را ارائه کنند که تا امروز تنها بخشی از این مبلغ پرداخت شده است. این عدم حمایت از سوی بخش بانکی مانع از توانایی مردم برای پیشبرد پروژه‌های مسکن می‌شود و تلاش‌های دولت برای ارتقای ساخت مسکن و رشد اقتصادی را تضعیف می‌کند. 

وی ادامه داد: برای رسیدگی به این موضوع، دولت باید با بانک‌ها همکاری نزدیکی داشته باشد تا روند اعطای تسهیلات ساخت مسکن به متقاضیان ساماندهی شود. این امر می‌تواند شامل ارائه مشوق‌هایی به بانک‌ها برای اولویت‌بندی وام‌های مسکن، ساده‌سازی فرآیند درخواست و حصول اطمینان از تخصیص بودجه کافی برای پروژه‌های ساخت‌وساز مسکن باشد. با بهبود دسترسی به تسهیلات ساخت و ساز مسکن، دولت می‌تواند افراد و جوامع را توانمند سازد تا نیاز‌های مسکن خود را به عهده بگیرند و رشد اقتصادی در بخش مسکن را تحریک کنند. دولت علاوه بر ارائه تسهیلات ساخت و ساز زمین و مسکن، باید بر ارتقای ظرفیت و مهارت افراد درگیر در ساخت مسکن نیز تمرکز کند. این می‌تواند شامل برنامه‌های آموزشی، کارگاه‌ها و کمک‌های فنی باشد و به افراد کمک کند تا پیچیدگی‌های ساخت و ساز مسکن را طی کنند و اطمینان حاصل کنند که پروژه‌ها به طور کارآمد و مؤثر تکمیل می‌شوند. دولت با سرمایه‌گذاری در سرمایه انسانی می‌تواند اطمینان حاصل کند که پروژه‌های مسکن از کیفیت بالایی برخوردار بوده و نیاز‌های جامعه را برآورده می‌کند. 

پاشایی در پایان گفت: در مجموع، وعده دولت سیزدهم ایران برای رونق ساخت و ساز مسکن و تحریک رشد اقتصادی یک هدف بزرگ و مهم است. با عرضه زمین و هدایت اعتبارات بانکی جهت اعطای تسهیلات ساخت مسکن به مردم دولت می‌تواند مشارکت مردم را در جهش تولید مسکن جلب کند. عملکرد زیر ۱۰درصد شبکه بانکی جهت اعطای تسهیلات ساخت مسکن به مردم، نقطه ضعف جدی جلب مشارکت مردم در جهش تولید مسکن است که در این زمینه باید بانک مرکزی به عنوان رگولاتور شبکه بانکی با ابزار کاهش نرخ سپرده قانونی بانک‌های متخلف، زمینه اعطای کامل تسهیلات ساخت مسکن به مردم را فراهم کند.



Source link